تبلیغات
یا علی مدد - دلم می خواهد یک بید باشم....

یا علی مدد

من درد در رگانم حسرت در استخوانم و چیزی نظیر آتش در جانم...

دلم میخواهد یک بید باشم تا هر وقت دلم لرزید و این لرزش آنقدر بزرگ بود که تمام تنم را به لرزه انداخت کسی متوجه نشود علتش چیست و بگویند:این فقط یک بید است و خاصیتش این است که با هر بادی بلرزد
دلم میخواهد یک بید باشم...یک بید مجنون...سمبل عشق و شوریدگی... تا هر بی سر و پائی که هرهوس و شهوت بی پایه ای را عشق و دوست داشتن می خواند، نتواند با نگاه عاقل اندر سفیه در چشمانم نگاه کند و بگوید:تو اصلا میدانی دوست داشتن یعنی چه..!؟

دلم میخواهد یک بید باشم تا هر وقت باد میوزد  مردم فقط ببینند که شاخه هایم در باد میرقصند و با باد همسو شده اند اما کسی نفهمد که شاخه هایم چنگ در باد انداخته اند و التماس میکنند که باد آنها را  تنها نگذارد . کسی نشنود که با التماس به باد میگویم  باز هم بمان تو تنها معشوقه من هستی .من هم آغوشی با تو را میپرستم و باد با سردی  بگوید :ذات من رهائی است و با ذات اسارت یک درخت پیوند نمیخورد.باد برود و من از گریه به لرزه بیفتم اما کسی نفهمد و فقط بگویند :این یک بید است و خاصیتش این است که با هر بادی بلرزد.
دلم میخواهد یک بید باشم تا هیچ کودکی از من نترسد.. با دستهای کوچکشان تنم را بی هیچ ترسی نوازش کنند همان طور که فرشته ها را میبینند با من از مهربانی فرشته ها حرف بزنند...حرف بزنند ...آنقدر که حس کنم یکی از جنس خدایان هستم.


  دلم میخواهد یک بید باشم و همیشه گفتن این جمله حسرت همیشگی ام باشد...اینکه بخواهم به مردم بگویم :آهای مردم، من یک بیدهستم ..میلرزم، اما نه از باد ،مگر نمیبینید که در شهر شما باد نمیوزد من از نگاه های خالی شما ...از سردی دستهایتان... از بی روحی لبخندتان ...از تنهائی قلبهایتان ...از بزرگی نیرنگ هایتان...از خالی بودن دلهایتان...ازدیدن تبرهائی که در دستهایتان هست، میلرزم  من میلرزم چون  شما به هیبت یک هیزم شکن بر من ظاهر میشوید.

 


نوشته شده در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 11:26 ق.ظ توسط کریمی نظرات | |


آخرین مطالب
» بازگشت دوباره
» زنده
» لحظه ها
» شعار
» سلطان قلب...
» بدتر از تنهایی
» خاموش
» شروع دوباره
» نیمه ی ....
» کیک مشترک
» من اما با تو زیستم
» مرا بخوان
» فکر
» شبیه
» از من مرنج

Design By : RoozGozar.com